نتیجه

1) مضامین اصلی:

کتاب از یک پیشگفتار، یک مقدمه، سه فصل و یک نتیجه تشکیل شده است.

نویسنده پیشگفتار کوتاه خود را (صص 11-9) چنین آغاز می کند:

«در هر مقوله سیاست بین المللی از اسلحه هسته ای ایران، جهان گرایی، قفقاز، اسلام گرایی، ترکستان، فلسطین، روابط عرب – اسرائیل، سوریه، آینده چین، آینده روسیه گرفته تا حوضه خزر، مشکل افغانستان، دخالت های آمریکا، روابط  پاکستان – هندوستان، امنیت نام چند کشور به میان می آید که ایران یکی از آنهاست. ولی این وضع را نمی توان تنها از آنچه که از بام افغانستان به آناتولی منعکس می شود و از سواحل خزر به سواحل بصره کشیده می شود به آسانی تشریح کرد...» (ص 9). وی در بخشی از این مقدمه به نفوذ تشیع در ایران اشاره می کند و می گوید: «وقتی صحبت ایران به میان می آید پیش از همه تشیع و مرکزیت تشیع به ذهن انسان متبادر می شود. ایران اطراف تشیع نهادینه شده و نتیجتاً به عنوان دولتی شهرت یافته که ملیت گرایی غرب در آن راه نیافته است. این مسأله مقوله ای نیست که با رژیم دین سالاری امروز به میان آمده باشد. ایران از قرن های 15 و 16 می خواسته است چنین تعریف شود.» (ص 10)

نویسنده در این پیشگفتار به سؤالات زیر پاسخ داده است:

آیا ملیت گرایی ایرانی وجود دارد؟ چه رابطه ای میان  ملیت گرایی ایرانی و ملیت گرایی فارس یا «همه فارس گرایی» وجود دارد؟ آیا در ایران ملیت گرایی های فرعی (زیرین) نیز وجود دارد؟ قبیله گرایی و عشیرت گرایی را چگونه می توان از ملیت گرایی جدا کرد؟ دین چه نقشی و چه سهمی در این ملیت گرایی دارد؟ ملیت گرایی های زیرین چه نقشی در حرکت های خارج از مرز ایران دارند؟ هدف و فعالیت آنها چیست؟ ...

نویسنده در مقدمه خود (صص 22-15) ابتدا به معرفی آثاری که در شرق و غرب در مورد ملیت گرایی ایران نوشته شده اند، می پردازد و سپس از محتوای کتاب حاضر سخن به میان می آورد.

در فصل اول تاریخ ایران از منظر ملیت مورد مطالعه قرار می گیرد و نشان داده می شود امروز آنهائیکه در جغرافیای ایران زندگی می کنند از چه تاریخی و به چه شکلی «ملت» شده اند.

در فصل دوم که اساس کتاب را تشکیل می دهد ملیت گرایی در ایران و ملیت گرایی های دیگر در این کشور مورد ارزیابی قرار می گیرد.

فصل سوم با تأثیر این ملیت گرایی ها  در سیاست منطقه ارتباط دارد. هم چنین اشاره شده است که ملیت گرایی های خارج از ملیت گرایی ایران در حوزه سیاسی – جغرافیایی ایران چه تأثیراتی می گذارند یا خواهند گذاشت؟

نویسنده در بخش «چهار چوب محتوا» (صص 43-22) به تعریف مقولات ملت، ملیت گرایی، قبیله، دولت ملی و غیره می پردازد و هر کدام از مقولات را در ارتباط با ایران مورد تفسیر قرار می دهد.

1-1) فصل اول (صص 80-45) از دو بخش زیر تشکیل شده است:

1-1-1) در بخش اول دولت صفوی مورد مطالعه قرار گرفته و از نهادینه شدن یا دولتی شدن تشیع سخن رفته است:

«هر چند آغاز تاریخ ملت شدن در ایران مورد مناقشه است، تاریخ دولت صفوی، روند مهمی در شکل گیری سیاسی – اجتماعی ایران به حساب می آید ... شاه اسماعیل در نخستین سال قرن 16 پس از تصرف تبریز، جغرافیای وسیعی از بغداد تا هرات را تحت حاکمیت خود در آورد و بدین ترتیب حیات سیاسی خاندانی را که 235 سال ادامه یافت، شروع کرد. وی که تشیع اثنا عشریه را به صورت دین رسمی کشور و دولت در آورده بود، در مسأله مذهب بسیار سختگیر بود و هرازگاهی با توسل به فشار، تشیع را در سراسر کشور رواج می داد ... دوره صفوی که در آن تشیع به صورت دین (مذهب) دولت درآمد از سال 1501 تا 1760 ادامه یافت. سیاست خارجی حکومت صفوی سبب شد که در داخل کشور هویت مشترک مورد توجه قرار گیرد و ابعاد سیاسی و دینی در این هویت اولویت کسب کند ...» (ص 55)

این بخش با اشاره به روی کار آمدن افشاریان و زندیان به پایان می رسد.

2-1-1) در بخش دوم دولت قاجاریان بررسی شده و از حرکت ملت شدن و تجدد سخن به میان آمده است: «دوره قاجار ابعاد مختلف تحولات و نوآوریها را بهمراه آورد. در این دوره ساختار قبیله مرکزی به دولت مرکزی عوض شد، ارتباط گرمی با اروپا شروع گشت، تجدد وارد کشور شد، شکل تولید تغییر یافت، مطبوعات قدم در صحنه گذاشتند و نوآوری هایی در صحنه نظامی پدیدار شد ...» (ص 57)

تاریخ قاجاریان در این بخش در چهار مرحله مختلف بررسی می شود:

1-2-1-1) در مرحله اول با تاریخ دوره آغاز حکومت قاجاریان آشنا می شویم که با شکست لطفعلی خان زند توسط آغا محمدخان شروع می شود. در این دوره بود که با امضای قراردادهای گلستان و ترکمنچای بخشی مهم از سرزمین ایران به روسیه داده شد.

2-2-1-1) در این مرحله تأثیر غرب در ایران افزایش می یابد و ایران صحنه تحولات مختلف اجتماعی می گردد. در همین مرحله بود که عده ای برای آموزش نظامی به اروپا اعزام شدند: «پس از عباس میرزا نوآوریها از طرف وزیر اعظم او قائم مقام فراهانی دنبال شد. همو بود که در کنار نوآوری در آموزش نظامی، در جهت اشاعه و رسمیت فارسی نیز قدم هایی برداشت و فارسی را به صورت زبان اداری در آورد و به تکوین ادبیاتی که قابل فهم همگان باشد، مبادرت ورزید ...» (ص 63). در اشاره به تاریخ این دوره خدمات میرزا تقی خان امیرکبیر نیز فراموش نشده است که از تأثیر علمای شیعه در دربار تا اندازه ای کاست ... بدین جهت عده ای هستند که اقدامات او را با سکولاریسم (نادینمداری) ارتباط می دهند. از میان مهمترین حوادثی که در این مرحله به وقوع پیوست می توان به ظهور بابیه و بهائیه اشاره کرد که بر روایط دین – دولت تأثیر گذاشت و بر اثر آن علمای دینی دوباره به تأثیر گذاری شروع کردند.

3-2-1-1) در این مرحله حوادثی اتفاق افتاد که راه مشروطه را باز می کرد: «حرکت تنباکو که علی الاصول به عنوان شروع جریان سیاسی جهت دستیابی به حکومت مشروطه در ایران تلقی می شود نتیجه این حوادث بود. وقتی ناصرالدین شاه امتیاز احداث شرکت تنباکو را به یک شرکت انگلیسی داد حرکت تنباکو شروع شد. ... این حرکت نه تنها آتش مخالفت با غرب را دامن زد، که تولد مکانیسم ملیت گرایی در میان علمای دینی را نیز سبب شد ...» (ص 73)

4-2-1-1) در این مرحله از رسمیت یافتن هویت ایرانی در سایه حرکت مشروطه خواهی مبتنی بر قانون اساسی سخن رفته است: «حرکت مشروطه خواهی حکومت مبتنی بر «قانون اساسی» را پیش انداخت که بر اساس آن ملت حق داشت در حکومت نقش و سهمی داشته باشد. برای درک سیاست امروز ایران نیز لازم است به تاریخ این حرکت مراجعه کرد. زیرا نشانه های مشاجرات آن روزی در مشاجرات اصلاح طلبان و محافظه کاران دوره اخیر نیز دیده می شود ...» (ص 79)

-1) فصل دوم (صص 294-81) که در آن تاریخچه ملیت گرایی در ایران مورد اشاره قرار گرفته، از پنج بخش تشکیل شده است:

1-2-1) در بخش اول ملیت گرایی در ایران در آغاز جنگ جهانی اول تشریح شده و مبارزه قدرت طلبی کشورهای خارجی در ایران در جهت ایجاد تفاهم با حکومت ایران مورد اشاره قرار گرفته است: «از سال 1919 به بعد واکنشی در مخالفت با این تفاهم به وجود آمد. حکومت تدابیر بسیار شدید به آنهائیکه به تفاهم حکومت با خارجیان اعتراض می کردند، اتخاذ کرد. مع الوصف واکنش ها در طول سال 1920 ادامه یافت و آذربایجان به صورت مرکز این مخالفت ها در آمد ...» (ص 84)

در این بخش ابتدا به تشریح روند ملیت گرایی فارس در دوره رضاخان پرداخته شده که با اعلام فارسی به عنوان زبان رسمی کشور، ممنوعیت استفاده از زبان های محلی در مدارس، جلوگیری از انتشار کتاب و نشریه به دیگر زبان ها شکل گرفت؛ سپس به ریشه های خارجی این ملیت گرایی (از جمله انگلستان) اشاره گشته و نمونه هایی از ملیت گرایی فارس (از جمله نوشته های احمد کسروی) که شکل «همه فارس گرایی» به خود می گرفت، داده شده است.

نویسنده در پایان این بخش نتیجه می گیرد که «ملیت گرایی فارس در ایران در دوره رضاخان شکل گرفت. وقتی رضاخان از سوی قدرتی که او را برمسند سلطنت ایران نشانده بود، سقوط کرد، روندی آغاز شد که در جریان آن جای ملیت گرایی فارس را ملیت گرایی ایران گرفت .» (ص 113).

2-2-1) در بخش دوم ملیت گرایی ایران مورد بررسی قرار گرفته که در ایجاد و گسترش آن جریاناتی که در ارتباط با منابع نفتی ایران اتفاق می افتاد، سهیم بوده است. در قسمتی از این بخش به حرکت ملی شدن نفت در ایران به زعامت مصدق اشاره شده که با حمایت حزب توده و گروه های دینی در جبهه ملی تحقق یافت.

3-2-1) در بخش سوم مقوله «همه فارس گرایی»، «همه ایران گرایی» و اسلام در کنار هم مورد بررسی قرار گرفته است:

«ملیت گرایی ایران معمولاً بدین شکل تفسیر می شود که پیروزی ساسانیان بر یونانیان، غلبه ابومسلم خراسانی بر امویان و پیروزی آل بویه بر عباسیان منابع و عناصر پیروزی ایران و امید ملی این کشور بوده اند. از این جا استنباط می شود که ایرانیان در طول تاریخ همیشه مورد حمله قرار می گرفتند، ولی به شکلی از عهده این حملات بر می آمدند و معرفت تعلق به یک ملت را حفظ می کردند ...(ص127). نویسنده معتقد است که در زیر بنای انقلاب اسلامی 1979 ایران نیز می توان نشانه هایی از «همه ایران گرایی» پیدا کرد که فاقد صراحت لازم است و بهتر است از آن به شکل تلفیق مخالفت حرکت مصدق با شاه، وطنپرستی ایرانیان و اسلام گرایی شیعی در یک کانال تعبیر کرد ...» (ص 127)

در قسمتی از این بخش به این سؤال «ملیت گرایی ایران در انقلاب 1979 چه جایی دارد »جواب داده شده است: «عده ای می گویند این انقلاب بر سه پایه ضد آمریکایی، تشیع و ملیت گرایی ایران استوار است ... (ص 129).

نویسنده در جایی از این بخش اشاره می کند که در بسیاری از نشریات رسمی و اسناد نوشتاری – شنیداری جمهوری اسلامی ایران می توان نشانه هایی از ملیت گرایی فارس یا نژادپرستی آریائی ملاحظه کرد: «به عنوان مثال خبرگزاری رسمی ایران از مردم استان لرستان به شکل افراد متعلق به «نژاد اصیل آریائی» یاد می کند و در ترکیه در بروشور معرفی زبان ترکی اشاره شده است که ترکان تمدن از فارس ها آموخته اند ...» (ص 136)

4-2-1) در این بخش سیاست نژادی جمهوری اسلامی در قبال اقوام مختلف ساکن کشور مورد بررسی قرار گرفته است: «جمهوری اسلامی ایران از همان اوایل اعلام کرده بود که لازم است هویت ها و ملیت های قومی تحت لوای اتحاد اسلامی ادامه حیات دهند و اختلافات قومی نباید به اتحاد کشور آسیب برسانند. مع الوصف در سال های نخست انقلاب مناطق آذربایجان و کردستان با دو تهدید جدی قومی مواجه شدند...» (ص 139)

نویسنده در این بخش سیاست نژادی جمهوری اسلامی ایران در دوره های مختلف و به ویژه سیاستی که در مورد ترکان به مورد اجرا گذاشته می شود را به تفصیل ترسیم کرده است.

5-2-1) بخش پنجم تحت عنوان «سایر ملیت گرایی ها» از چهار قسمت تشکیل شده است:

1-5-2-1) در قسمت اول ملیت گرایی ترک آذربایجانی مطالعه شده است:

ابتدا از اهمیت و جایگاه ویژه آذربایجان در ایران سخن به میان آمده است: «همه ایرانیان می دانند که ترکان آذربایجان در تکوین و حفظ موجودیت ایران چه نقشی داشته اند. آذربایجانی ها این نقش را نه به عنوان تداوم موجودیت قومی خود، که بخاطر ایران که وطن خود می دانستند، بازی کرده اند. ... پژوهشگران تاریخ ایران چون عبدالله مستوفی و شاردن در مقایسه آذربایجان با سایر استان ها، به اهمیت آذربایجان تأکید کرده اند ...» (ص 151)

نویسنده در این قسمت اشاره می کند که اهمیت آذربایجان در حیات اجتماعی – سیاسی ایران یکبار دیگر در انقلاب 1979 ظاهر شد. انقلاب به دست جوانان شهرهای بزرگ تحقق یافت و سهم تبریز در این امر بیش از تهران و اصفهان بوده است.

«مسأله ترکیت در ایران» دومین سر عنوانی است که در این قسمت بررسی شده است: «ترکیت در ایران دو بعد دارد: یکی ورود ترکان به جغرافیای ایران و ادامه تاریخشان در این کشور و دیگری مفهوم و تداعی ترکیت در ایران امروزی است. این مسأله از نظر درک ایران، دنیای ترک، آذربایجان و مسأله آذربایجان در ایران حایز اهمیت است ...» (ص 157)

«جغرافیای ترکان ایران» سرعنوان دیگری است که طی آن از سه منطقه محل اقامت ترکان سخن رفته است.

مبحث دیگری که در این بخش مورد مطالعه قرار گرفته با «نام آذربایجان» ارتباط دارد که محل مناقشه است. «عده ای از پژوهشگران که طرفداران همه ایران گرایی نیز جزو آنها هستند معتقدند که واژه آذربایجان از دین زرتشتی گرفته شده است. آنها می گویند آذر در فارسی به معنای آتش است و واژه آدربایجان از این کلمه در مفهوم سرزمین آتش گرفته شده است ...» (ص 164)

«زبان و هویت مردم آذربایجان» موضوع دیگری است که در این بخش بررسی شده است. در صحبت از هویت ترکان ایران اشاره شده است که آنان فولکلور و ادبیات عامه بسیار توانمندی دارند و بسیاری از پژوهشگران فرهنگ عامه، زبانشناسان، مردمشناسان، جامعه شناسان و باستانشناسان می توانند آثار و مدارک زیادی در مناطق ترک نشین ایران بدست بیاورند. عده ای می گویند به استثنای زبان مشترکات زیادی چون تشیع و میراث فرهنگی میان آذری ها و فارس ها وجود دارد و زبان ترکی، آذری ها را از جمعیت حاکم که به فارسی تکلم می کنند، متمایز می سازد.

جمعیت ترکان مقیم ایران مطلب دیگری است که در این بخش با توسل به تحقیقات محققان داخلی و خارجی بررسی شده است: «آمار رسمی، ترکیب ملی جمعیت ایران را مشخص نمی سازد. عده ای معتقدند که ترکان 40 درصد جمعیت ایران را تشکیل می دهند که این رقم در مفهوم 75 درصد کل ترکان آذربایجانی در سراسر جهان است ...» (ص 168). نویسنده با مقایسه ارقامی که داده شده است چنین نتیجه می گیرد: «مشاهده می شود که جمعیت ترکان ایران از 12 میلیون تا 34 میلیون تخمین زده می شود. میانگین این دو رقم هر چند نمی تواند ارزش آماری داشته شد 23 میلیون می باشد. این رقم حدود یک سوم جمعیت ایران است. تا زمانیکه سرشماری جمعیت قابل اعتماد حاوی سؤالات مربوط به اقلیت های قومی یا تحقیقات مستقل انجام نگرفته باشد، این گونه تخمین ها ادامه خواهد یافت.» (ص 172)

روند تاریخی ملیت گرایی ترک در ایران (شامل خیابانی و دولت آزادستان، سید جعفر پیشه وری و حکومت دموکرات آذربایجان)؛ مسأله آذربایجان (در دوره جنگ سرد و در دوره جمهوری اسلامی ایران) و فعالیت های فرهنگی ترکان ایران (انتشار نشریاتی چون «وارلیق»، «یولداش» ...) از مواردی هستند که بطور مفصل در لابلای این بخش مورد اشاره قرار گرفته اند. در قسمتی از این بخش به فعالیت های محمود علی چهرگانی و «حرکت بیداری ملی آذربایجان جنوبی» (GAMOH) نیز جای داده شده است.

«تدابیر اداری همه ایران گرایانه نسبت به آذربایجان» و «نگرش همه ایران گرایی» و ملیت گرایان فارس نسبت به مسأله آذربایجان» از موضوعاتی هستند که در آخرین قسمت بخش اول مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته اند. نویسنده از میان تدابیری که حکومت مرکزی اتخاذ می کرده، با ذکر نمونه هایی چند به تغییر نام اماکن اشاره کرده و گفته است که تغییر نام اماکن به ویژه در آذربایجان به مورد اجرا گذارده شد و نام ترکی اماکن به فارسی تغییر یافت. نویسنده در این قسمت به ادعاهای مختلف «همه ایران گرایان» در مورد ریشه ترکان آذربایجان نیز جای داده است. بعضی از آنان معتقدند که آذربایجان در طول تاریخ بخشی از ایران بوده و آذربایجانیان به ویژه در دوره ساسانیان که زرتشتی دین رسمی بوده، به طرفداری از ایران علیه امپراتوری های یونان و رم جنگیده اند. برخی دیگر اعتقاد دارند که ترکان اصولاً از نژاد مغول هستند. عده ای بر این عقیده هستند که آذربایجانیان ریشه و تبار فارسی دارند و تنها از نظر زبان ترک شده اند. بعضی ها پای فراتر گذارده، مدعی شده اند که آذربایجانیان تا این اواخر تحت حاکمیت فرهنگی ایرانی بوده و از طرف روس ها به فرهنگ ترک روی آورده اند.

نویسنده پیش از اشاره به ترکمنان مقیم ترکمن صحرا، از مسأله یک کاریکاتور سخن به میان می آورد که به اعتراضات و واکنش های شدید مردم ایران منجر شد. روزنامه «ایران» روز 12 می 2006 ضمن چاپ کاریکاتوری به زبان ترکی آذربایجان، به ملت ترک و زبان ترکی توهین کرده بود. در این کاریکاتور در برابر یک کودک فارسی زبان یک سوسک نشسته بود و به زبان ترکی صحبت می کرد. نویسنده واکنش نسبت به این کاریکاتور را از نظر حرکت ملی آذربایجان امیدوار کننده می داند و می گوید:

 «1) برای نخستین بار ملت فارس مستقیماً با احساسات ملت ترک مخالفت ورزید.

2) تشیع برای اولین بار نتوانست وظیفه پیوند دهی خود را ایفا کند.

1)    مسئولان جمهوری اسلامی ایران برای نخستین بار اظهار کردند که ترکان (آذریها) تا چه حد از نظر دولت و تاریخ ایران اهمیت دارند

2)    همه عناصر قومی – ملی غیر ترک حتی فارس ها برای نخستین بار قدرت دسته جمعی ترکان را احساس کردند

3)    پرتوافکنی سیاسی توزیع جغرافیائی ترکان در ایران به عنوان صحنه های بروز واکنش در مطبوعات منعکس شد.

4)    برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران طرفداری از زبان ترکی بعد اجتماعی – واکنشی به خود گرفت.» (ص 227)

2-5-2-1) قسمت دوم بخش پنجم به اکراد ایران اختصاص یافته و از 6 قسمت تشکیل شده است. در قسمت اول ریشه زبان کردی از دیدگاه زبانشناسان مختلف بررسی شده است که چهار لهجه مختلف دارد.

موضع تاریخی اکراد در طول تاریخ در قسمت دوم این بخش بررسی شده است: «اکراد مانند ترکمنان تاریخی دارند که در میان آذربایجان و فلات ایران جریان یافته است ساختار قبیله ای میان ترکمنان و اکراد قرن هاست که به صورت یک مقوله اجتماعی غیر قابل تغییر ادامه دارد. مسایل مربوط  به مذهب، طریقت و دین همراه با عناصر سیاسی روی ترکمنان و اکراد مؤثر بوده است. ...» (ص 245)

در قسمت سوم این بخش جمعیت اکراد ایران بر اساس منابع مختلف بررسی شده است: «سازمان ملل در سال 2001 جمعیت اکراد ایران را 6 میلیون تخمین زد. منبع دیگری در همان سال اعلام کرد که جمعیت اکراد ایران میان 4 – 5/3 میلیون می باشد. ... عده ای معتقدند که جمعیت اکراد ایران حدود 5 میلیون است که 30 درصدشان شیعه و 70 درصد بقیه سنی هستند.» (ص 246)

«تولد کردگرایی» عنوان قسمت چهارم این بخش است: «هر چند حرکت سیاسی اکراد در ایران در سه دوره رضاخان، محمدرضا و جمهوری اسلامی مطالعه می شود، قیام سمیتقو در سال های دهه 1920، حرکت مهاباد در جریان های سال های 46-1945 و حرکت سیاسی اکراد که از سال 1979 به بعد ادامه دارد به عنوان مهمترین حرکت های کردگرایی ارزیابی می شوند.

قسمت پنجم به تشریح حرکت اکراد در مهاباد در دوره بعد از جنگ جهانی دوم اختصاص یافته که تشکیل «کردستان بزرگ» را در هدف قرار می داد. بدین منظور بود که حزب دموکرات کردستان به رهبری قاضی محمد تشکیل یافت و وی در سال 1946 به عنوان رئیس جمهوری کرد مهاباد معرفی شد.

در قسمت ششم موضع و موقعیت اکراد ایران در دوره انقلاب اسلامی و  در دوره جمهوری اسلامی تشریح شده است:

«تعدادی از اکراد در انقلاب 1979 شرکت کرده بودند. حزب دموکرات کردستان ایران و کومله که به صورت مهمترین مرکز مخالفت با سلطنت درآمده بودند، ضعف و آشفتگی موجود در مرکز را فرصتی برای خودمختاری کردستان دیدند ... ولی اداره کنندگان انقلاب که هرگونه حرکت ملیت گرایی را مخالف با منافع اسلام می دیدند، موضع مخالف گرفتند. خمینی ایدئولوژی هایی نظیر «همه عرب گرایی» و «همه ترک گرایی» را مخالف منافع اسلام می دانست و می گفت میان مسلمانانی که به زبان های مختلف تکلم می کنند، تفاوتی وجود ندارد ...» (ص 258)

نویسنده در این قسمت پس از اشاره به جنگ ایران و عراق و اقداماتیکه در این دوره از طرف افرادی چون قاسملو و صادق شرفکندی رهبری می شد، از تعلق خاطر اکراد ایران به کشور خود سخن به میان می آورد و می گوید: «بخش مهم اکراد ایران خود را به صورت جامعه ای می بینند که علائق عمیق فرهنگی – قومی با فارس ها دارند. اینان به هویت ایرانی حداقل به اندازه هویت کردی اهمیت می دهند. فرهیختگان کرد پیرو این ذهنیت مدعی هستند که نخستین تمدن ایرانی را اکراد بنیان نهاده اند. ولی در آثار منتشره از سوی حزب دموکرات کردستان ایران دیده می شود که آنان هرگز از فکر خودمختاری دست نکشیده اند ...» (ص 265)

3-5-2-1) بخش سوم در دو قسمت ملیت گرایی بلوچ و مسأله بلوچستان را بررسی می کند. تاریخ، موقعیت اجتماعی – فرهنگی – سیاسی دو بلوچستان یعنی بلوچستان شرقی (بلوچستان پاکستان) در قسمت اول و بلوچستان غربی (بلوچستان ایران) در قسمت دوم توصیف شده است.

حزب خلق بلوچستان که مرکزش در استکهلم قرار دارد خود را به صورت لیبرال دموکرات معرفی می کند و خواهان فدرالیسم (ایران فدرال دموکراتیک) است.

4-5-2-1) بخش چهارم با ملیت گرایی عربی و حرکت الاهواز ارتباط دارد: «ملیت گرایی عربی مسأله ای چند بعدی است و تجزیه و تحلیلش مشکلاتی به همراه می آورد. وابستگی اکثریت اعراب ایرانی به تشیع، حمل احساسات ضد فارسی – ایرانی و ناهمسازی تاریخی ملت عرب با سنت دولت ایران سبب شده است که وقتی صحبت عرب در ایران به میان می آید، پیش از همه بقیه اعراب دنیای عرب و به ویژه اعراب سنی به ذهن انسان متبادر می شود. احساسات ملیت گرایان فارسی تبار نسبت به اعراب که در حد نفرت است، تأثیر اجتماعی – سیاسی طبقه روحانیون ایران در نگرش به اعراب، دیدگاه جمهوری اسلامی ایران به اعراب، روابط ایران – عراق و موقعیت سیاسی عراق و بازتاب داخلی آن مشکلاتی در بررسی ها به وجود می آورند.

در این بخش از حرکت های جدایی طلبی چون «جبهه خلق دموکراتیک جامعه عرب الاهواز»، «حزب تولد دوباره عرب اهواز» سخن به میان آمده که به مخالفت با حکومت مرکزی بر می خاستند.

3-1) در فصل سوم (صص – 259) از بازتاب ملیت گرایی های مختلف در ایران و در منطقه سخن رفته است.  این فصل شش بخش دارد:

1-3-1) در بخش اول به بازتاب مسأله آذربایجان جای داده شده است: «مسأله آذربایجان ایران بطور اخص و ترکان بطور اعم از قدیم توجه غرب را به خود جلب کرده و مسأله ای نیست که در سال های دهه 1990 یا با حادثه 11 سپتامبر وارد صحنه شده باشد. توغان ضمن بررسی اسناد محرمانه انگلستان در اوایل قرن بیستم اظهار می دارد که این اسناد به ما کمک می کند تا دیدگاه انگلستان نسبت به ترکان ایران را بهتر و بیشتر درک کنیم ...» (ص 298)

بازتاب مسأله آذربایجان در جمهوری آذربایجان با توجه به مسأله قره باغ، دریاچه خزر و مقوله انرژی، اتفاق نظر مسکو – تهران در صدور انقلاب به آذربایجان، حرکت مخالفت با رژیم در ایران و ملیت گرایی ترک در آذربایجان در این بخش مورد مطالعه قرار گرفته است. ایران در مسأله قره باغ و اختلاف آذربایجان – ارمنستان بیطرفی خود را حفظ کند. ولی اعلام این بیطرفی با ایدئولوژی رسمی حکومت ایران که خود را حامی شیعیان می دانست جور نمی آید: «اصولاً جمهوری اسلامی ایران می خواست جمهوری آذربایجان مشغول درگیری باشد تا مورد توجه آذربایجانیان ایران قرار نگیرد: مع الوصف نگران بود که این درگیری موج پناهندگان را به سوی ایران بکشد و ثبات منطقه بهم خواهد خورد. تهران در طول درگیری قره باغ و در دوره ای که فکر می کرد نتایج این درگیری منافع دولت ایران را تهدید خواهد کرد اظهاراتی علیه ایروان داشته است ...» (ص 304)

ایران در مبارزه ژئوپلیتیک بخاطر نفت خزر همیشه نقش فعال داشت. ایران و روسیه که به صادرات هیدروکربن مشغول بودند، میدانستند که منابع جدید موجود در حوضه خزر به منافع اقتصادیشان آسیب خواهد رسانید. ایران مانند روسیه از افزایش سرمایه و سرمایه گذاری های غربی در منطقه ناراحت بود. این دو کشور که نمی توانستند با فناوری آمریکا و اروپا رقابت کنند، راه های غیر اقتصادی را ترجیح می دادند.

وقتی حکومت جدید خلق در آذربایجان قدرت را در دست گرفت، ترکان آذربایجان ایران برای اولین بار صراحتاً اعلام کردند که از سوی تهران خوب اداره نمی شوند و رادیو تهران در آن روزها اعلام کرد که حکومت باکو اقدامات جدی علیه ایران معمول می دارد.

2-3-1) در بخش دوم بازتاب کردگرایی مورد مطالعه قرار گرفته است. تشویق آشکار کردگرایی از سوی آمریکا در ایران بازتاب داشت. زیرا روابط آمریکا با اکراد عراقی سبب شده بود که در روابط این کشور با اکراد ایران تسهیلاتی فراهم شود.

برغم کلیه داده ها ایران به مسأله کردی از پنجره ای که ترکیه می بیند، نگاه نمی کند و می کوشد با تماس های محرمانه جاسوسان خود مسأله را حل کند. دو نکته اساسی برای این خط مشی می توان عنوان کرد: یکی سیاست سنتی کرد در ملیت گرایی فارس و دیگری شیعیان ایران و تشیع می باشد. ایران مسایل عراق را ابتدا با توجه به این مقوله مورد بررسی قرار می دهد.

3-3-1) در بخش سوم «همه ایران گرایی» و ملیت گرایی در معادله افغانستان بررسی شده و از عواملی که در نزدیکی ایران به افغانستان مؤثر می باشند، سخن به میان آمده است.

4-3-1) بخش چهارم به تشریح بازتاب های بلوچستان می پردازد و گروه هایی چون جندالله و سلفیه که در این جا فعالیت می کنند و نگرانی هایی برای ایران ایجاد می کنند را مورد اشاره قرار می دهد.

5-3-1) در بخش پنجم روابط ایران با آسیای میانه بطور اعم و سیاست خارجی ایران در ترکستان بازکاوی شده است. در قسمت های مختلف این بخش به ترتیب از سیاست ایران در تاجیکستان، روابط ایران با ازبکستان و ترکمنستان سخن رفته است.

6-3-1) بخش ششم بازتاب های دنیای عرب را بررسی می کند. در این بخش سیاست ایران در مورد فلسطین و حمایت از رژیم اسد در سوریه تشریح شده است.

کتاب با بخش نتیجه (صص 394-375) به پایان می رسد. در بخشی از این نتیجه چنین می خوانیم: «ایران که حداکثر نصف جمعیتش را فارس ها تشکیل می دهد در مسأله ملیت گرایی جدا از کشورهای دیگر جهان نیست و از تأثیرات آن دور نمانده است. این مسأله منحصر به امروز نیست و از نظر تاریخی به اثبات رسیده است ... ایران جغرافیائی است که در آن ملیت گرایی های متفاوت همیشه در صحنه بوده اند. مقوله ملت نیز در ایران مفاهیم مختلف دارد. ...» (ص376)

نویسنده در بخش نتیجه از دو گونه ملیت گرایی در ایران صحبت می کند: «یکی ملیت گرایی ایران و دیگری ملیت گرایی ترک آذربایجانی است. بعضی از ملیت گرایان در ایران بنیانگذار هر دو نوع ملیت گرایی بودند. زیرا بسیاری از ایرانیان که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، در غرب بوده، با اروپائیان تماس داشتند و در اروپا تحصیل می کردند، ترکان آذربایجانی بوده اند. این مسأله از موضع ویژه آذربایجان نشات می گیرد. آذربایجان از نظر تاریخی مرکز اجتماعی – اقتصادی – سیاسی ایران است. ...» (ص 377)

کتاب با دو ضمیمه به پایان می رسد. در ضمیمه اول بعضی از مفاهیم و مضامین بکار رفته در کتاب مورد تفسیر قرار گرفته است و در ضمیمه دوم زندگی نامه افرادی که نامشان در کتاب گذشته جای داده شده است.

2) منابع:

نویسنده در تالیف اثر از منابع متعددی استفاده کرده که به معرفی آنها در پایان کتاب (صص 422-395) دست زده است.

3) اشاره:

شکی نیست که نویسنده بسیار کوشیده و اثری مستند تدوین کرده است. آثاری که مورد استفاده و استناد او می باشند می توانند در بررسی های بعدی مورد استفاده قرار گیرند. البته صلاحیت و بیطرفی ارباب منابع در این کتاب نیز قابل بحث است.