منابع تهديد هاي سنتي و« ژئوپلتيك شيعي » از سوي ايران در سياست خارجي تركيه
تركيه و ايران، همزمان براي تحت كنترل درآوردن كُردها از يك طرف و مقابله با اتحاد جماهير شوروي سابق از طرف ديگر، از پيمان سعد آباد تا پيمان بغداد با همديگر به همكاري پرداختند. اما تركيه از حمايت شاه ايران از فعاليت هاي بارزاني در نيمه ي دوم سال 1960 و اوايل سال 1970 ( با همراهي اسراييل و آمريكا) اظهار نگراني كرده بود.
به همين ترتيب درميان جنگ ايران و عراق 1980 تا 1988 همكاري ايران با گروههاي كُرد براي مقابله با رژيم بغداد، ضمن اينكه بر نگراني هاي تركيه مي افزود، اوضاع ناامن ونا مشخص ايجاد شده در شمال عراق پس از سال 1991 نيز باعث تيرگي روابط بين ايران و تركيه گردید.
پس از پايان جنگ سرد، اتحاد جماهير شوروي كه يكي از تهديدهاي اصلي محسوب مي شد از ميان رفت. اما نگراني هاي تركيه از بي ثبات كردن ايران بر اثر عوامل داخلي و خارجي، ( اين بار از سوي آمريكا ) و يا تهديد اين كشور و در نتيجه، قدرت گرفتن كُردها و ايجاد يك منطقه و دولت كردنشين ادامه داشت. اما چهارمين تهديد اصلي كه در بالا بدان اشاره شد، همچنان عامل ايجاد تهديد محسوب مي گردد.
در سال 2000 دو فاكتور جديد بر اراده حاكميت ايران در منطقه افزوده شد :
1- درخواست ايران براي تبديل شدن به يك قدرت هسته اي
2- ژئو پليتيك شيعي ايران
تركيه بدون هيچ شکی مخالف دستيابي ايران به سلاح هسته اي است. اين مخالفت به اين دليل نيست كه ايرانِ داراي سلاح هسته اي مي تواند در آينده به تهديدي براي تركيه تبديل شود. زيرا كه در اين وضعيت، تركيه بعنوان يك عضو ناتو تحت حمايت اين سازمان نظامي قرار خواهد گرفت.
اگر ايران به سلاح هسته اي دست پيدا كند، از يك سو موازنه ي استراتژيك بين ايران و تركيه به هم خواهد خورد و از سوي ديگر نيز با بر هم زدن موازنه هاي استراتژيك در خاور ميانه ، براي اين منطقه ، جنگ ها ، مجادلات نظامي، حضور و دخالت قدرت هاي بزرگ را به ارمغان خواهد آورد كه منطقه را به سمت بي ثباتي سوق خواهد داد.
تركيه پس از عراق مايل نيست در همسايگي خود منبع بي ثباتي ديگري را (ایران) تجربه نمايد. به همين ترتيب از ديدگاه استراتژيك نيز يك ايران اتمي كه باعث به هم خوردن معادلات در منطقه شود، از نظر سياست هاي منطقه اي تركيه براي اين كشور مضر خواهد بود.
تركيه در حال حاضر با آمريكا و اروپا كه مشتركاً برنامه هايي را بر عليه ایران تدارك مي بينند، با نظر موافق حركت مي كند. اما اين به اين معنا نيست ( تا زمانيكه قطعنامه اي از سوي شوراي امنيت سازمان ملل بر عليه ايران صادر نشود) كه تركيه به مرور زمان به آمريكا در برابر حمله نظامي به ايران و يا تحريم اقتصادي آن چراغ سبز نشان خواهد داد.
دلايل عدم همراهي تركيه با آمريكا در مسئله ي مقابله با ايران از سوي اين كشور را به شرح زير مي توان دسته بندي كرد:
1- روابط بين ايران و تركيه از سال 1979 به اين طرف بهترين دوره ي خود را مي گذراند. تنش هاي موجود در ميان دو كشور، سال هاي متمادي است كه از بين رفته و تركيه زندگي درهمسايگيِ جمهوري اسلامي ايران را ياد گرفته است . همچنين پس از سال 1999 ايران همكاري با تركيه در موضوع PKK را آغاز كرده است .
2- به همراه توسعه ي ايجاد شده در روابط سياسي دو كشور ، روابط اقتصادي و تجاري فيمابين نيز در حد قابل قبولي توسعه پيدا كرده است كه از آن جمله مي توان به خط لوله ي گاز طبيعي كه براي تركيه نقش حياتي دارد، اشاره کرد. در كنار آن، تركيه براي ايران دري براي ورود به اروپا و ايران براي تركيه دري براي ورود به آسياي ميانه محسوب مي شود.
3- نگراني تاريخي تركيه در ارتباط با ايران در مسئله ي كُردها تغيير يافته است . هر گونه تهديد ايجاد شده براي ايران كه منجر به تحريم هاي اقتصادي و بي ثباتي در اين كشور شود، براي كُردها مفيد خواهد بود. اگر در كنار آن، مسئله ي شمال عراق را هم به اين موضوع اضافه كنيم، احتمال ايجاد يك دولت مستقل كردنشين قوت خواهد گرفت.
4- بعد از مسئله ي عراق در منطقه، نيازي به ايجاد بحران ديگر به نام بحران ايران نيست. تركيه پس از تجربه ي عراق، مايل نيست در اثر تحركات احتمالي آمريكا بر عليه ايران، بي ثباتي و هرج و مرج جديدی در منطقه ايجاد شود.
5- در نتيجه ي سياست هاي آمريكا در خاور ميانه، تركيه مجبور به ايزوله كردن (محدود كردن) روابط تجاري و سياسي خود با همسايگانش شده است . تركيه در سال هاي اخير ( به جز ارمنستان ) روابط خود با همسايگانش را تنظيم كرده، اما در حال حاضر در نتيجه ي سياست هاي آمریکا، روابط اين كشور با کشور های همسایه مجدداً حالت نامشخص و نامعلومي به خود گرفته است. با توجه به وضعيت فعلي عراق، رابطه باً اين كشور نامشخص است. در مورد رابطه با سوريه نيز تركيه تحت فشار قرارگرفته است . همچنين در مورد قطع روابط سياسي و تجاري با ايران نيز تحت فشار قدرتهاي بزرگ است .
تحت فشار قراردادن تركيه براي قطع روابط سياسي و تجاري با ايران و به عهده گرفتن نقش يك قدرت منطقه اي يا مركزي از ديدگاه سياست خارجي تركيه مورد قبول واقع نشده است .
6- فاكتور آخر كه مهمتر از همه ي آنهاست، مسئله ي خواست افكار عمومي تركيه است. بر اساس نظر سنجي هاي مختلف به عمل آمده در ميان مردم، اكثريت مردم تركيه، مايلند تركيه در مقابل تحركات احتمالي آمريكا بر عليه ايران بي طرف باقي بماند و دخالتي در اين رابطه بر عليه هيچكدام از طرفين انجام ندهد.
به عنوان نتيجه بايد گفت، اگر به پارامتر هاي فعلي و گذشته ي سياست خارجي تركيه نگاه كنيم به اين نتيجه مي رسيم كه هر گونه تحرك آمريكا برعليه سياست هاي ايران، ممكن است به ضرر تركيه تمام شود.
با همه ي اين بايدها و نبايدها، قرار گرفتن تركيه در كنار آمريكا در موضوع دخالت نظامي يا تحريم هاي اقتصادي آمريكا بر عليه ايران، در بحران هسته اي ممكن به نظر نمي رسد.
صورت فهم « مسئله ي ژئو پليتيك شيعي» در روابط تاريخي
مسئله ي ژئوپليتيك شيعي هم يكي از مسائلي است كه داراي ابعاد تاريخي است . اين مسئله از قرن شانزدهم آغاز شده و تا قرن بيستم ادامه يافته است. در طول اين مدت، يكي از ابعاد مهم روابط ايران و عثماني، روابط بين مذاهب ( تشيّع و تسنّن) بوده است كه در مقاطع مختلف، موجب ايجاد جنگ ها و دوستي ها بين دو كشور شده است .
در قرن نوزدهم، دولت عثماني از بُعد متفاوتي با مسئله شيعه روبرو گرديد. در نيمةدوم قرن نوزدهم در كلِ عراق، جمعيت شيعه كمي بيشتر از 50% كل جمعيت اين كشور را تشكيل مي داد. فقط در استانهاي بغداد و بصره، شيعيان، اكثريت مطلق جمعيت را به خود اختصاص داده بودند. عراق در مقياسي بزرگ، يكي از مناطقي است كه از قبايل مختلف تشكيل شده است و قبيله هاي شيعه ي ساكن در اين كشور روز به روز در حال گسترش بوده اند. در شهرهاي مقدس شيعيان ( نجف – كربلا – سامرا و كاظمين ) مجتهدين مهمي اقامت داشتند كه نفوذ آنها هم در عراق و هم در ايران به سرعت در حال افزايش بود. علاوه بر اين، هزاران دانشجو و زائر همه ساله از ايران به اين شهرها سرازير مي شدند.
در اين وضعيت، اين مسئله از ديدگاههاي مختلف ( ديني، سياسي ، نظامي ) براي دولت عثماني مشكل ساز شده بود. از لحاظ ديني مشكل ساز بود، چون در زماني كه خليفه ي سني براي خود اعتبار و شكوهي كسب كرده بود، به لحاظ تئوريك، اقامت هر جمعيتي در عراق كه اقتدار سني ها را به رسميت نمي شناخت، نگران كننده بود.
به همين صورت، از لحاظ سياسي و نظامي هم مشكل ساز بود. چون كه جمعيت شيعه ي عراق به راحتي از سوي ايرانيان آلت دست قرار مي گرفتند و مي توانستند آنها را تحريك كنند و به قيام وادار نمايند و در يك جنگ احتمالي از آنها استفاده كنند.
در اوايل سال 1890 در دورة حكومت عبدالحميد دوم، براي رفع اين مشكل، راه حل هاي مختلفي را مورد بررسي و آزمايش قرارداده بودند. اما هيچكدام از آنها براي حل مشكل در كوتا ه مدت موفق نبوده است.
در اين شرايط از سوي برخي افراد حكومتي مانند، "جَودت پاشا" طرحي براي كنترل و مهار قضيه ارائه گرديد. بر اساس اين طرح، براي حل قطعي مشكل، بايستي شيعه و سني به همديگر نزديك مي شدند و دشمنی بين سني ها و شيعه ها از ميان برداشته مي شد. اين كار هم تنها از عهده ي رهبران و سران جهان تشيع و تسنن بر مي آمد. رهبر جهان اهل تسنن، خليفه، يعني سلطان عثماني بود. اما رهبر دنياي تشيع، شاه ايران نبود بلكه در آن دوران مجتهدين بلند مرتبه ای بودند كه در عراق اقامت داشتند.
از نظر مدافعين اين ديدگاه، اگر مجادله بين تسنن و تشيع به پايان مي رسيد و ارتباط بين آنها برقرار و حفظ مي شد، ديگر ترس از جمعيت شيعه ساكن عراق و ترس از دولت ايران از ديدگاه سياسي و نظامي مفهومي نداشت .
خلاصه اينكه براي اين كار، همكاري خليفه در استانبول و مجتهدين در عتبات، لازم و ضروري بوده است. فقط مسئله اين بود كه اين ارتباط را چه كسي بايد برقرار كند ؟ براي اجراي اين پروژه در آن مقطع، مخالفان ايرانيِ مقيم استانبول را انتخاب نمودند.
بخش مهمي از روشنفكران ايراني مقيم استانبول كه شباهت زيادي به عثماني هاي جديد داشتند دست به اقدامات و فعاليت هاي مختلفي مي زدند كه از جمله، مي توان به انتشار روزنامه و مجله، كه به منظور تاثيرگذاري در افكار عمومي مردم در داخل ايران اشاره نمود.
در تابستان 1892 به جمع اين افراد، فرد مهم ديگري نيز اضافه شد و آن "جمال الدين افغاني" بود. در نتيجه، پس از تبادل افكار و بحث هاي زياد، سلطان عبدالحميد، قانع شد و اجازه داد تا يك گروه كاري متشكل از مخالفان رژيم ايران و افغاني تشكيل شود.
همزمان با اين فعاليت ها مشكل ارمني ها ، بخصوص در منطقه ي آناتولي شرقي در حال گسترش بود. شاه ايران نيز كه پروژه ي تحت سرپرستي افغاني را توطئه عليه خود قلمداد كرده بود، شروع به استفاده از « كارت ارمني » كرده و به مخالفان ارمني دولت عثماني اجازه داده بود كه براحتي از مرزهاي ايران و عثماني استفاده كنند. در نتيجه ي اين كار، قبل از اينكه مسئله ي ارمني در ابعاد مختلف موجب ضعف دولت عثماني گردد، پروژه از طرف "سلطان عبدالحميد" متوقف شد و سه تن از مخالفان ايراني دستگير و به رژيم ايران تسليم شدند و آنها نيز اين سه نفر را اعدام كردند. افغاني هم عليرغم اسرار زياد به دولت ايران تسليم نشد و در سال 1897 پس از اينكه تحت نظر و مراقبت قرار گرفته بود، دار فاني را وداع گفت .
از اين تاريخ به بعد نيز، هم در ايران و هم در عراق در ميان علماء و طلبه ها، مسئله ي اتحاد شيعه و سني ادامه داشته و هميشه مورد مباحثه قرار مي گرفت. طرفداران مسئله ي اتحاد در عراق توانسته بودند با مجتهدين شيعه ارتباط نزديكي برقرار نمايند.
بزرگترين پشتيبان حركت مشروطيت در ايران نيز همين مجتهدين شيعه بودند كه ضمن حفظ ارتباط خود با عبدالحميد و ساير مناديان وحدت، در مسئله ي مبارزه با استكبار به نقطه ي مشتركي رسيده بودند. ثمره ي اين همفكري و اتحاد در جريان جنگ طرابلس و جنگ جهاني اول خود را نشان داد. مجتهدين شيعه در عراق، همة طرفداران خود را جهت كمك به دولت عثماني فراخوانده و فتواي جهاد داده بودند و در تمام مدت جنگ نيز از دولت عثماني حمايت كرده بودند.
پس از سال 1920 نيز مسئله ي ( شيعه و سني ) در روابط تركيه با ايران ( بجز ارتباط شاه با علويها در سال 1970 ) جايي براي خود پيدا نكرده و تاثير چنداني نداشت.
به جاي نتيجه : آيا ژئوپليتيك شيعي مي تواند براي تركيه تهديد محسوب شود ؟
در اين مرحله ما به سئوالي كه در اول مقاله مطرح كردم، می رسيم : براي سياست خارجي تركيه، ژئوپليتيك شيعي چه مفهومي دارد و چگونه تبيين مي شود ؟
در دوره ي جمهوريت در سياست خارجي تركيه به دليل نبودن هر گونه معيار و احساس مذهبي و يا ديني ، تركيه از ژئوپليتيك شيعي، هيچ گونه تهديد ديني و يا مذهبي احساس نمي كرد.
اما جداي از اين موضوع، چهار مسئله ي اساسي مطرح در سياست خارجي تركيه در مقابل ژئوپليتيك شيعي را مي توانيم مورد بحث و بررسي قرار دهيم.
مسئله ي اول : به توازن استراتژيك بين تركيه و ايران ارتباط دارد . اولاً ژئوپليتيك شيعي به معني ارتقاء استراتژيك ايران در برابر تركيه است . اگر ايران به قدرت هسته اي تبديل شود و احتمال پيگيري حاكميت آن در منطقه را نيز به حساب آوريم، بدون هيچ شك و شبهه اي اين موضوع به معني به هم خوردن موازنه ي استراتژيك بين تركيه و ايران خواهد بود. در اين وضعيت، ژئوپليتيك شيعي ( جمعيت شيعيان در تركيه به غير از جعفري هاي اين كشور سه ميليون نفر تخمين زده مي شود.) واقعاً براي جغرافياي تركيه يك تهديد به حساب مي آيد.
مسئله ي دوم : به موازنه ي منطقه اي ارتباط دارد. ارتقاء ايران از ديدگاه استراتژيك در سايه ي قدرت هسته ايي و ژئوپليتيك شيعي، همه موازنه هاي ايجاد شده در منطقه را به هم خواهد زد و به همين دليل، ممكن است خاور ميانه از سوي بازيگران داخلي و خارجي به سوي بي ثباتي ، منازعه و حتي جنگ كشانده شود كه اين مسئله به شدت موجبات نگراني تركيه را فراهم خواهد آورد.
سومين مسئله به عراق ارتباط دارد. با نگاهي از زاويه ي ژئوپليتيك شيعي ، بزرگ ترين نگراني براي تركيه از سوي عراق است. اين وضعيت از دو منبع سر چشمه مي گيرد. يكي از آنها ، وضعيت روابط تركيه با عراق و ايران با عراق در قرن بيستم است كه روابط تركيه با ايران را در هر دوره تحت تاثير قرار داده است و دوم در ارتباط با نابودي « محور بغداد » در سياست خارجي تركيه است . تركيه و عراق در بين دو جنگ جهاني براي حفظ منافع ملي و منطقه ای خود، بر اساس تهديدهاي احساس شده مشابه ، در سال 1930 روابط خود را به سرعت گسترش دادند.
همزمان با تشكيل محور بغداد در سال 1930، همكاريهاي آنكارا و بغداد عليرغم تحولات داخلي در هر دو كشور و تغييرات ايجاد شده در رژيم ها و حكومتها، تا سال 91-90 19 يعني تا زمان اشغال كويت توسط صدام ادامه داشته است . تركيه پس از سال 1930 روابط خود را با دولت هاي عرب بر پايه ي اين محور تعريف و ادامه داده است .
به طور خلاصه، هر گونه توسعه و پيشرفت در ارتباط با ژئوپليتيك شيعي، روابط تركيه ، عراق و ايران را تحت تأثير قرار می دهد.
اگر به تحولات پس از سال 2003 توجه كنيم و واقعيت هاي عراق جديد را نيز مد نظر قرار دهيم، از نظر سياست خارجي تركيه، تشكيل و احياء مجدد «محور بغداد » امكان پذير نخواهد بود . از بين رفتن هويت و جايگاه عرب هاي سني عراق و حاكم شدن شيعيان در آن كشور، تركيه و سياست خارجي تركيه در خاور ميانه را از هر نظر تحت تأثير قرار می دهد.
چهارمين مسئله در ارتباط با ترك هاي شيعه است. ژئوپليتيك شيعي خواه ناخواه تركيه را با مسئله تركهاي شيعه روبرو خواهد كرد.
آذربايجاني ها، آذري هاي ايران، تركمن هاي شيعه ي عراق، و هم چنين جعفري هاي تركيه مقلّدان آيت ا.. سيستاني كه تاكنون ناديده گرفته شده اند، موجب خواهد شد تا مسئله ي تركهاي شيعه در صدر مسائل آنكارا و سياست خارجي تركيه قرار گرفته و اين كشور را به سوي اتخاذ سياست هاي جديد در ارتباط با ترك هاي شيعه سوق دهد.
حالا بايد ديد تركيه در مقابل اين مسائل چكار مي تواند بكند؟ آيا تركيه با همراهي رهبر عربهاي سني جهان، مي تواند در مقابل ايران بايستد ؟آيا مي تواند در ميان بلوك سني ها كه با تلاش هاي آمريكا تشكيل مي شود، حامياني براي خود دست و پا كند ؟ آيا همانند زمان "ياووز سلطان سليم" كه ترك ها و كُردها با اتحاد درمقابل صفوي ها مي جنگيدند، مي تواند عمل كند؟
از يك طرف، مباحثات مربوط به اينكه اين قبيل سناريوها به نفع تركيه خواهد بود يا نه؟ و از طرف ديگر، اگر از ديد پارامترهاي كلاسيك سياست خارجي تركيه به قضيه نگاه كنيم، پاسخ ارائه شده با پاسخي كه در بالا در مورد مسئله ي هسته اي داده شده، يكي خواهد بود.
از هر منظر كه نگاه كنيم، تحولات جنوب عراق و سياست خارجي وابسته به مسئله ي كُردها در تـــــــركيه، نمي تواند به بهاي از دست دادن ايران تمام شود.
اينكه دستگاه سياست خارجي تركيه مي خواهد پارامترهاي جديدي در سياست هاي خارجي خود ايجادكند يا نه؟ و اگر ايجاد نمايد آن پارامترها ماندگار خواهد بود يا نه؟ به مرور زمان مشخص خواهد شد.
مترجم: محمد پیری کارشناس مسائل ترکیه
نویسنده: پورفسور دكتر گوكهان چتين سايا
محقق مركز تحقيقات استراتژيك اوراسيا
منابع:
Cole, Juan Cole et al., "A Shia Crescent : What Fallour for the United States ., Midd;e East Policy , Cilt 12 ,No .4 , 2005 ,ss.1-27.
Çetinsaya , Gökhan. " Türk- Iran Ilişkileri , 1945- 1997 " , Sönmezoğlu , Faruk(der). ,Türk Diş Politikasının Analizi , 2.Baski ,Istabul, Der Yayınları,1998.
Çetinsaya , Gökhan ,Atatürk Dönemi Turkiye –Iran Iliskileri ,1926-1938,"
Avrasya Dosyası , Cilt ,5,No.3,Sonbahar 1999,ss.148-175.
Çetinsaya ,Gökhan, "ikinci Dunya Savası Yıllarında Türkiye – Iran Iliskileri , 1939- 1945 ", Strateji ,No.11,1999,ss41-72.
Çetinsaya Gökhan, "Tanzimartan Birinci Dünya Savaşına Osmanli- Iran Iliskileri , "KÖK Araştırmalar, Osmanli Özel Sayısı, 2000 ,ss.11-23.
Çetinsaya , Gökhan ,Rafsancanıden Hatemiye Iran Diş Politikasına Bakışlar,"Uzgel,Ilhan ve Türkeş, Mustafa(der.),Türkiye ve Komşuları, Ankara,Imge,2001.
Çetinsaya, Gökhan, "T]rkiye_ Iran Ilişkilei,1919-1925," Ataürk Araştirma Mekezi Dergisi, Cilt 48, No .48, Kasım2000 ,ss.769-796.
Çetinsaya, Gökhan, "Iran ve Güvenlik Algılamaları", Yinan , Refet ve Taşdemir,Hakan(der.), Uluslararast Güvenlik Sorunlan ve Türkiye , Ankara, Seçkin, 2002.
Çetinsaya, Gökhan, Essential Friends and Natural Enemies. The Historical Roots of Turkish – Iranian relations , " Middle East Review of International Affairs, Cilt 7,No3 Eylül 2003.
Çetinsaya , Gökhan, SEAT Irak Dosyası, Nisan 2006 , wwwsetav.org/document /STI – 406- SETA – Irak – Dosyası .Pdf.
Çetinsaya, Gökhan, SETA Iran Dosyası, Temmuz 2006 , www.setav.org/document /ST2 - 706-SETA- Iran- Dosyasi.pdf.
Çasiorowski ,M.,"The NewAggressivenessin Irans Forign policy," Middle East Policy,Cilt 14, No.2, 2007,ss.125-132.
Korinman ,michel ve Langhland , John , Shia Power."Next Target Iran? ,Lindrave Portland,Vallentine Mitchell Academic ,2007.
Nakash, Yitzhak, Reaching for power : The shia in the Modern Arab World Princeton, Princeton University press , 2006.
Nasr, Seyyed Vali Reza , The Shia Revival: How Conflicts Within Islam Will Shape the Future , New York , Norton, 2006.
Nasr, Seyyed Vali Reza , " When the Shiites Rise ," Foreign Affais, Cilt 85 , No.4 , 2006 , ss.58-74.
Terhalle, Maximilian, "Are the shia Rising?" Middle East Policy, Cilt 14 , No.2 , 2007 , ss. 69-83.